سد یأجوج و مأجوج کجاست؟

 اما سد یأجوج و مأجوج کجاست؟ در تفسیر «الدر المنثور» از ابن عباس، در تفسیر «حَتی' إِذَا بَلَغَ بَیْنَ السدیْنِ؛ تا وقتی که میان دو سد (دو کوه) رسید. (کهف/93)» وارد است که مراد دو کوه ارمنستان و آذربایجان است. و در پیدا کردن این سد باید دو جهت را در نظر داشت: یکی آنکه سد در جائی ساخته شده است که کوهها از اطراف آن مانند دیوار بلندی بالا رفته اند؛ یعنی سد در تنگه کوهستانی واقع شده است.
 

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

جابربن حیّان

جابربن حیّان ، دانشمندی در سدة دوم که مجموعة بزرگی از آثار در کیمیا، مذهب ، فلسفه ، طب ، ریاضیات ، نجوم و موسیقی به او منسوب است .


ادامه نوشته

دین و زندگی پیش دانشگاهی تشریح مطالب

 آيات مفاهيم و....

 

سبحانک لا علم لنا الـّا ماعلّمتنا

 صفحه 7 فاطر 15-17

?یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید . ان یشأ یذهبکم و یأتی بخلق جدید و ما ذلک علی الله بعزیز

?ترجمه:ای مردم  شما نیازمندان به خدا هستید ،و خداوند بی نیاز ستوده است. اگر بخواهد شما را می برد و خلقی جدیدمی آورد . و این برای خدا کار دشواری نیست.

? پیام :غنی مطلق خداوند است . ( هو الغنی الحمید ) مطلق بودن قدرت خداوند ( ان یشا ) عدم دشواری کارها برای خداوند ( عزیز ) قدرت خدا به تصرف در مخلوقات مبین آن است که موجودات پس از  هست شدن در بقا نیز محتاج خداوند هستند. خطاب آیه مردم است و چون انسان اشرف مخلوقات است پس خطاب به همه عالم است .

 

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

علل لشكركشي مسلمانان به هند در قرون اوليه اسلامي   

پرسش محوري مقالة حاضر اين است كه علل حمله مسلمانان به هند چه بود؟ آيا اين لشكر‌كشي تنها در جهت گسترش اسلام و انجام وظيفه جهاد با كافران صورت گرفته است يا اهدافي چون رسيدن به ثروت اين سرزمين و يا تسلط بر نقاط استراتژيك آن در زمينه تجارت و مانند آن عامل اين لشكركشي‌ها بوده است؟ در اين تحقيق، شرايط جغرافيايي هند، موقعيت هند در دوران مقارن با حملات مسلمانان به اين سرزمين و نيز چگونگي اين حملات در دو مرحله در قرن اول هجري و سپس در زمان غزنويان، بررسي شده است. در تمام اين مراحل مواردي چون غزو با كافران، گسترش دين اسلام و حمايت از مسلمانان ساكن آن سرزمين،‌ به عنوان انگيزة اين حملات مطرح شده است، اما نمي­توان از نقش آفريني عواملي همچون قدرت طلبي، كشور گشايي و دست يافتن به ثروت بيكران اين سرزمين افسانه‌اي چشم پوشيد.

ادامه نوشته

دانش شیمی از امام جعفر صادق تا پدر علم شیمی (Geber)

چكيده

            همان طوري كه در كتب تاريخي آمده اوضاع و احوال سياسي كشورهاي اسلامي در نيمه اول قرن دوم هجري به حضرت صادق امام ششم (ع) مجال و فرصت داد كه بزرگ ترين نهضت هاي علمي را مخصوصاً در قسمت علوم اسلامي رهبري فرمايد و مكتب و مدرسه اي افتتاح كند كه معروف ترين علماء اسلام در آن تلمذ نموده و اخذ حديث و علم نمايند.

            ابوحنيفه پيشواي مذهب حنفي، مالك بن انس پيشواي مالكيان، سفيان ثوري، سفيان بن عيينه، شعبه، ابن جريح، قطان، محمد بن اسحاق، يحيي، ابن سعيد ابوايوب سجستاني، محمد بن سالم،        ابان بن تغلب، جابر جعفي بكر و حمران و زراره و عبدالملك پسران اعين، حفص قاضي، هشام بن الحكم، هشام بن سالم، اعمش و مشاهير ديگري امثال آنان، شاگردان آن حضرت بوده اند. [i]

            آن چه كه بيشتر شايان توجه است اين است كه رهبري آن حضرت در علوم اسلامي منحصر نبوده است بلكه در  علوم مانند نجوم و هيئت و رياضي و طب و تشريح و معرفه النفس و شيمي و     نبات شناسي و علوم ديگر از اين قبيل نيز شاگرداني تربيت كرد كه در اين فنون معروف  هستند. يكي از اين علومي كه مسلماً حضرت صادق (ع) تدريس نموده شيمي بوده است كه سرانجام از آن مدرسه مردي بزرگ و نابغه به نام جابر بن حيان فارغ التحصيل شد. اينجانب در اين مقاله سعي مي كنم  به طور اجمال با اين شخصيت نامي آشنا شويم كسي كه احترامي در اطراف نام او از جلال و عظمت ديده مي شود،   عده اي او را فوق العاده احترام مي كردند و او را به نام ملك العرب و گاهي ملك العجم و گاهي ملك الهند مي ناميدند ( مقصود از ملك، شخصيت عالي مقام جابر است) و در اروپا وي را به نام   Geber مي شناسند و بعد ها عنوان پدر علم شيمي به او دادند.[ii] در حقيقت جابر سند افتخار شرق بر جهان غرب محسوب مي شود.[iii]

كليد واژه ها: امام صادق(ع)، جابر بن حيان، كيميا، شيمي



[i] . لطف الله، صافي گلپايگاني، جابر بن حيان پدر علم سيمي (يكي از شاگردان مكتب حضرت امام جعفر صادق عليه السلام)، مجلات، فلسفه، كلام و عرفان، مسجد اعظم، تير 1344ش، شماره7، صص 19-21.

[ii] . عبدالحسين، زرين كوب، كارنامه اسلام، تهران، چاپخانه سپهر، چاپ پنجم پ176ش، ص73.

[iii] . عبدالكريم، پاك نيا، ميراث علمي امام صادق(ع)، مجله، فقه و اصول، مبلغان، آبان و اذر 1384ش، شماره 72، ص 31.

ادامه نوشته

هفت سین الهی

ادامه نوشته