آیا تشیع را ایرانیان بوجود آوردند
آیا تشیّع را ایرانیان بوجود آوردند؟
بعضی از نویسندگان با تظاهر دروغین و بیمارگونه،به"روشنفکری" و"نژادپرستی"تاریخ و فرهنگ و هنر و مذهب و بالاخره همهء ارزشهای انسانی ما را بباد مسخره میگیرند.
داود الهامی
غربیها،انسان،علم،فلسفه،تعلیم و تربیت،زندگی و اخلاق جدید، نظامهای اجتماعی و اقتصادی و رهبری سیاسی،ادبیات و هنر و زیباشناسی و سرانجام همه ابعاد زندگی را برای ما تفسیر و تصویر کردهاند البته آنچنانکه خود میاندیشند خود میخواهند،اینها،زیاد عجیب نیست،عجیب این است که غربیها میخواهند حتی عقاید دینی و مسائل مذهبی ما را هم برای ما تشریح کنند و ما هم برای شناخت دین و عقایدمان،دیدن سیمای تاریخ و اسلامی و معنوی خودمان چشم و گوش به این "آموزگاران مطلق"دوختهایم و حتی گروهی از دانشمندان و محققان و نویسندگان ما مصرفکنندگان کالاهای صادراتی ماشین فرهنگی غرباند،محققان ما نیز مترجم آنها هستند!
این است که شرقشناسان غرب،به این فکر افتادهاند،تا بفهمند که ما ایرانیان چرا شیعه شدهایم؟بالاخره اظهار عقیده کردهاند ما ایرانیان از آنجهت مذهب شیعه را پذیرفتهایم تا در زیر پرده تشیع معتقدات و آداب کهن خود را حفظ نمائیم
پندار غلط و نادرست اینها برای دو دسته"مغرض"و"بهانهجو"بهانهء خوبی شده است،یکی بعضی از برادران متعصب اهل سنت که به عقیده خود خواستهاند بحث درباره شیعه را در افق وسیعتری دنبال کنند،به نوشتههای بیگانگان مانند، "ولهوسنو"،"رونلدس"،"دوزی"،"براون"و"هانری آلمانی"و امثال اینها مراجعه مینمایند...و نوشتههای آنها را برای خود مدرک اخذ میکنند.
چنانکه دکتر"احمد امین مصری"همین کار را در کتاب خود"فجر الاسلام" کرده است و به مذهبی که سرشار از حیات و حرکت و راستی و بیداری است و دارای جاذبه نیرومند و اثربخش معنوی میباشد نسبتهای ناروائی داده است و با کمال بیپروائی درباره مذهبی که عقاید خود را برپایههای استوار بنا نهاده،چنین نوشته است"حق اینست آئین تشیع پناهگاهی است که هرکس میخواهد اساس اسلام را بر اثر عداوت یا حسد درهم بکوبد به آن پناه میبرد،همچنین کسانی که میخواهند تعلیمات پدران یهودی و یا نصرانی یا زردشتی خود را وارد اسلام کنند اغراض شوم خود را در پناه آئین تشیع انجام میدهند"1
پایه تحقیقات بیاساس احمد امین دو چیز است نخست اینکه تشیع یک فکر ایرانی است،دوم اینکه افکار جدید الورود ایرانی در سده سوم"اسلام سلف صالح"را آلوده کرد.
متاسفانه بعضی از نویسندگان سعودی به گفتههای بیدلیل آقای احمد امین جنبه تاریخی داده و گفتار موهوم او درباره تشیع،در کتابهای دبیرستانی خود آوردهاند که از طریق مجله مکتب اسلام و سایر موسسات شیعه به آن اعتراض گردید و تصمیم به حذف آن گرفتند.
علامه بزرگوار مرحوم"شیخ محمد حسین کاشف الغطاء"برای این تهمتهای ناروا کتاب ارزشمند"اصل الشیعه و اصولها"را نوشته است2
گروه دیگر نژادپرستان و ناسیونالیستهای منفی و شبه محققان ایرانی هستند، آنها که کارشان نشخوار کردن بیاساس غربیهاست،گفتههای آنان را درباره
پیدایش تشیع و ماهیت آن،وحی منزل دانسته و ادای مستشرقان بازاری و مغرض را درمیآورند.
مولف کتاب"تاریخ فرهنگ ایران"درباره شیعه بودن ایرانیان چنین مینویسد:
"ایرانیان مطابق سنت تاریخی خود که سلطنت را ودیعهء الهی و پادشاه را نماینده خدا بر روی زمین میدانستند،پس از انقراض ساسانیان عقیده به موروثی بودن خلافت در خانواده حضرت علی بن ابیطالب(ع)داشتند و مذهب شیعه را به وجود آوردند،بهمین جهت بنی امیه آنها را با نظر بغض و کینه مینگریستند و از امور دولتی دور میداشتند،بهمین سبب نیز ایرانیان و موالی(مسلمانان غیر عرب)و مومنین در تمام 92 سال خلافت با آنها مبارزه میکردند..."3
آری این،تحقیق یک استاد ممتاز دانشگاه تهران است یعنی کسیکه تمام منابع و مدارک مذهبی شیعه را در اختیار دارد و اگر او با داشتن اینهمه منابع معتبر اینگونه درباره شیعه قضاوت کند دیگر از امثال احمد امین مصری،چه انتظاری میتوان داشت، که به اعتراف خودش در موقع نوشتن(فجر الاسلام)منابع و کتب شیعه دسترسی نداشته است4.
یک استاد و محقق دیگر نیز در کتاب خودش"تاریخ ادیان"درباره انتشار شیعه علی در ایران،به گفتههای مستشرقین را رونویسی کرده و مینویسد"برای این امر" چند سبب است یکی آنکه علی بن ابیطالب در آغاز خلافت خود،محل خلافت را از مدینه به شهر کوفه منتقل فرمود،از این سبب به کشور ایران نزدیکتر شد و ایرانیان به او و اصحابش تقرب حاصل کردند.
دیگر آنکه،از آن زمان که علی شاهزاده خانم ایرانی شهربانو دختر یزدگرد سوم ساسانی را بمزاوجت فرزند خود حسین بن علی درآورد.
دیگر آنکه،نزد ایرانیان از دیرباز عقیده به حق"سلطنت توارثی"رکنی رکین بود و ریشه اصیل داشت این عقیده را پس از قبول اسلام نیز،با خود در دین نوین داخل کردند و مبانی کلامی و سیاسی خاص بر روی آن بنیاد نهادند..."5
این نویسنده سه دلیل راجع به شیعه بودن ایرانیان ذکر کرده است که فقط دلیل اول از خودش میباشد و آن دو دلیل دیگر را مستشرقان قبل از او گفتهاند.
دلیلی که درباره انتشار شیعه در ایران آورده است،این است که چون محل خلافت به شهر کوفه منتقل شد ایرانیان بحضرت علی و اصحابش تقرب حاصل کردند و در نتیجه مذهب شیعه را اختیار نمودند.
آری اگر نزدیک بودن شهر کوفه(محل خلافت علی)باعث شیعه شدن ایرانیان باشد،پایتخت عباسیان که در خود ایران بود پیوسته عباسیان با ایران محشور بودند میبایست ایرانیان نسبت به خاندان بنی عباس علاقه و ارادت نشان دهند،و مذهب آنان را بپذیرند.
مگر اینکه بگوئیم چون ایرانیان به محل خلافت نزدیک شدند،علی و خاندانش را بهتر شناختند و به علت فضیلت و ارزشهای انسانیشان به آنها علاقمند گشتند.
و از اینها عجیبتر سخنان نویسندهای است که او ضمن بحث در اینکه تدریس تاریخ در مدارس ما خشک و مرده و سطحی است و باید زنده و اساسی و تحلیلی باشد، مینویسد:"...ضمن مطالعه به این مطلب برخوردیم که پیدایش فرقه شیعه از ابتکارات فکر ایرانی و به خاطره حفظ استقلالی ملی و شعایر باستانی او بوده است از آنجهت که امام حسین(ع)دختر آخرین پادشاه ایرانی را بزنی اختیار کرده بودند،فرزند ایشان و سپس فرزندانشان از شاهزادگان و منسوب به سلسلههای با عظمت ایرانی شمرده شده باین ترتیب دوام حکومت ایرانی و شعایر و افتخارات او تامین شده است و از آن به بعد کلمه"سید"هم که به اولاد ائمه اطلاق میشد در واقع جانشین کلمه شاهزاده گشته است...
ماهیت و اهمیت این ابتکار فکر و عاطفهء ایرانی که برای حفظ ملیت او صورت گرفته با مطالعهء بیشتری در مذهب قدیم ایران یعنی زردشتی و آداب و رسوم و سنتی که از آن دین دارد ریشه شیعه دین اسلام شده بهتر معلوم گشته و رابطهء فرقه شیعه با تاریخ باستان ایران و همینطور دورهء فعلی حیات ما روشن میشود،یعنی درک میکنیم که چطور بعضی عقاید و سنن ایران باستان از طریق مذهب شیعه برای ما حفظ شده است"6
خوب ملاحظه میکنید تحقیقات یکنفر استاد دانشگاه درباره پیدایش مذهب شیعه بقدری از مرحله دور است که حتی یک کلمه هم با تحقیقات وفق نمیدهد.
مغرضانهتر از این،حرفهای بیاساس مولف کتاب"تمدن ایران باستان"است که او با تظاهر دروغین و بیمارگونه به"ملیت"به مفاخر تراشیهای فاشیستی پرداخته و مینویسد
"اسلام برای ایرانیان یک لقمه کوچک بود لهذا ایرانی نمیتوانست به آن قناعت کند،و از طرف دیگر غلبه قوم وحشی عرب بر یک قوم با فرهنگ و متمدن باعث شد که ایرانی اصول اسلامی را تغییر شکل بدهد،ادیب پیشاوری در این باره به"موریس برنو"
چنین اظهار داشته بود:
"ما اصول اساسی اسلام را اقتباس کرده و آنها را با عادات و افکار و رسوم خود تطبیق دادهایم نبوغ ایرانی همینطور در مورد عقاید ارسطو رفتار کرد اصول و احکام قرآن را نیز تا آنجا که با روحیه او مناسب بوده اخذ و بقیه را رد یا تغییر شکل داده است"
باز"موریس برنو"در کتاب(زیر آسمان ایران)مینویسد"یک ایرانی ظریف و مطلع بمن گفت اسلام برای ما درست نشده بود اعراب آن را بر ما تحمیل کردند.اما ما عکس العمل نشان دادیم و همه کار را برای تغییر شکل دادن کیش فاتحینمان صورت دادیم،تشیع ما در اصل جنبه سیاستش بیشتر از جنبه الهی بود و صورت جنبش برای اعتراض و دفاع ملی داشت".
مولف کتاب"تمدن ایران باستان"بعد از نقل این مطلب از کتاب"در زیر آسمان ایران"نتیجه گرفته بنابراین اسلام دو نوع است اسلام ایرانی و اسلام عرب،اسلام ایرانی همان،آیین زردشت است که لباس سیاه در بر کرده است و اسلام ایرانی همیشه عزا دارد و بیاد روزهای پرافتخار سابق خود پیوسته سوگوار است.7و سخنان دیگری شبیه به این پریشانگوئیهای هذیانگونه.
راستی شگفتآور است چیزی که این نویسندگان به آن توجه ندارند و گویا بفکر هیچکدام خطور نمیکند مراجعه به کتب اصیل شیعه است هرگاه واقعا این نویسندگان حسن نیت داشتند،میبایست قبل از هرچیز به منابع و مدارک دست اول شیعه مراجعه میکردند،امروز اگر کسی اینگونه مطالب را درباره شیعه در دورافتادهترین نقاط عالم بنویسد،مسلما معذور نیست بلکه درخور هرگونه سرزنش میباشد،تا چه رسد که این مطالب را در مهد تشیع(ایران)نوشته باشند!
آئینی که منطقیترین آئینهای دنیاست و اساس مکتب و عقاید آن برپایههای استوار بنا شده است،مذهبی که مغز و حقیقت اسلام را تشکیل میدهد،مذهبی که روز ولادتش با روز ولادت اسلام،یکی است وقتی که انسان اینگونه بحثهای نویسندگان را درباره اصل پیدایش شیعه و انتشار آن در ایران میبیند،بقول مرحوم"کاشف الغطاء" بیاد آن داستان عجیبی میافتد که"راغب اصفهانی"نقل نموده است،میگویند.
کسی نزد"جعفر بن سلیمان"آمد و گفت فلان شخص کافر است گفت بچه دلیل؟
گفت او خارجی،معتزلی،ناصبی،حروری،جبری،رافعی،است که به"علی بن خطاب"و"عمر بن ابی قحافه"و"عثمان بن ابی طالب"و"ابو بکر بن عفان"دشنام و ناسزا میگوید و نسبت به"حجاج"که کوفه را بر سر"ابو سفیان"خراب نمود و با حسین بن معاویه در روز قطائف جنگ کرد بدگوئی میکند.
جعفر بن سلیمان پس از شنیدن این عبارت سراپا غلط و مضحک گفت"خدا مرگت دهد،نمیدانم برچه چیز تو رشگ ببرم و حسد بورزم؟آیا بر این علم سرشار تو به انساب،یا اطلاعات تو در زمینه ادیان و عقاید و مذاهب"8
کوتاه سخن آنکه این نویسندگان محققنما با تظاهر دروغین به"روشنفکری" تاریخ و فرهنگ و مذاهب و حیثیت و همه ارزشهای انسانی ما را لگدمال کردهاند و میگویند"ایرانیان از آنجهت شیعه شدند که در زیر پرده تشیع معتقدات و آداب کهن خود را حفظ کنند،یعنی ایرانی در همه این مدت طولانی از روی نفاق و دوروئی اظهار اسلام کردند و همه ادعاهای مسلمانیشان که تاریخ را پر کرده است و از هر قوم دیگر پیشروتر بودهاند دروغ محض است چهارده قرن است که دروغ میگویند و دروغ مینویسند و دروغ عمل میکنند،آیا اینان با حیثیت و شرافت ملت ایران و ایرانی بازی نمیکنند؟
ای کاش این وطنپرستان کاذب واقعا وطنخواه میشدند و درباره پیدایش مذهب شیعه و راز شیعه بودن ایرانیان،بجای اینکه به سراغ بیگانگان بروند،این موضوع را از یک ایرانی اصیل و جهان دیده و از سرسلسله مسلمانان ایرانی و صحابی بزرگ"سلمان فارسی"میپرسیدند آن وقت خوب میفهمیدند،شیعه یعنی چه؟و راز شیعه بودن ایرانیان چیست؟
سلمان فارسی سه روز بعد از رحلت رسول اکرم(ص)در مقابل کسانیکه امیر مومنان علی(ع)را ترک کرده بودند خطبهای ایراد کرد و این حقیقت را فاش نمود که قسمتی از آن را شیخ جلیل و محدث عالیقدر"ابو منصور احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی"از علمای قرن ششم هجری در کتاب"احتجاجات"خود نقل میکند بموجب آن خطبه تاریخی سلمان فارسی به مسلمانان بخصوص ایرانیان هشدار داده میگوید ای مردم سخن مرا گوش دهید و در اطراف آن نیکو بیندیشید و بدانید از شخصیت علی بن ابیطالب و مقامات او اطلاعات بسیاری دارم...سلمان پس از آن شمهای از مقامات عالیه و شایستگی آنحضرت را برشمرد و بعداز آن گفت ای مردم رسولخدا(ص)روی همین اصول بقیه در صفحهء58
گردش خون انسان اثر میگذارد،و باز او میگوید
رشد و پرورش بدن برحسب عوامل خارجی براههای مختلف متوجه میشود،و خصایص ذاتی خود را بکار میاندازد،یا عاطل میگذارد،بدیهی است که زمینههای ارثی عمیقا تحت تاثیر تربیت و پرورش قرار میگیرند."
آری،پیامبران نیامدهاند تا رنگ پوست و رنگ چشم افراد را عوض کنند و بیمارئیهای مانند جنون و گنگی مادرزاد را مداوا نمایند،بلکه آمدهاند تا جامعه را بر پایهء ایمان بخدا تعلیم و تربیت کنند و به آنان بینش مذهبی دهند و استعدادهای آنان را زنده نمایند و عقول افراد را بیدار سازند و غرایز گوناگون مردم را تعدیل و کنترل نمایند.
تاریخ نیز نشان میدهد که پیامبران بنیانگذاران مقدس و پایهگذاران واقعی تمدنهای بشری بودهاند،و جوامع انسانی را در راه تکامل به جنبشهای عظیمی وادار نمودهاند،و انقلاب تکاملی اسلام خود یکی از نمونههای زنده اعمال قهرمانانه پیامبران است که صفحات تاریخ انسانها را زینت بخشیده است.
آیا میتوان نقش اسلام را در سازندگی تمدن جهانی بویژه ملت عرب نادیده گرفت.البته ما این نکته را انکار نمیکنیم که ملتهائی که از تعالیم انبیاء فاصله گرفتهاند و تعالیم پیامبران را تا حدودی بدست فراموشی سپرده یا دگرگون نمودهاند ولی این انحرافها غالبا معلول وضع محیط و شرایط تربیت آنان بوده نه چگونگی ژنها و عوامل وراثت.
این بود بحث مختصری پیرامون تأثیر وراثت در شخصیت انسانی.
و به جای کتمان عقیده،دست به استدلال منطقی زد و به طرف مخالف حالی کرد که این حکم قطعی است و اجرای آن بر هر مسلمانی واجب است.
بعضی از افراد ضعیف و ترسو،هنگامی که مثلا در حلقه یک عده شرابخواری قرار میگیرند گاهی از ترس ملامت آنها همرنگشان میشوند و گاهی به این عذر که مشروبات به مزاج نمیسازد،متشبث میگردند و ترک میکنند اما آنها در هر دو صورت خطاکارند باید حد اقل با صراحت بگویند ما مسلمانیم و به همین دلیل شراب نمیخوریم
همچنین در مورد واجبات و محرمات دیگر یا وظایف مسلم انسانی و اجتماعی و سیاسی!
بقیه دارد
پایان مقاله
سلام.خيلي خوشحالم اين وبلاگ رو براي بازديد انتخاب كرديد. این وبلاگ برای مطالب کتابهاي درسي دانشگاهي كه عبارتند از:تاریخ تحلیلی صدر اسلام، تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن و کتابهای دین و زندگی دبیرستان، همچنین جهت ارتباط با دانشجویان و دانش آموزان عزیز طراحی گردیده است، اميدوارم مفيد واقع شود.